رهام جونرهام جون، تا این لحظه: 12 سال و 6 ماه و 22 روز سن داره

نیمه پیدا شده ام

شروع هفته نوزدهم سه شنبه 14 آبان

1392/8/14 12:21
نویسنده : مارجانیکا
73 بازدید
اشتراک گذاری

عسل مامان امروز شروع هفته نوزدهمه بودن من و تو با هم هست و من خیلی خوشحالم که پسرم انقدر بزرگ شده.

دیشب احساس کردم 2تا ضربه خیلی کوچولو به شکمم زدی و تا اومدم حواسمو جمع کنم دیگه تموم شد!

 

صبر ندارم تا تورو بغل کنم ...خیلی بی تابتم...

راستی نذرمو به محک ادا کردم و از خدا سلامتی تورو خواستم...شنبه 18 آبان وقت سونو آنومالی دارم ...

 گاهی فکر  میکنم خدایی  تورو به من داده وسط این همه شلوغی و این همه کار خودشم محافظت هست.من به بزرگ خدا شک ندارم و وقتایی که دلم میگیره فقط به خدا فکر میکنم و میدونم که هوای مارو داره .خدایی که همیشه به من بهترین ها رو داده و حالا هم برام سنگ تموم گذاشته...شکرت خدا

چند روزی خیلی دلم گرفته بود و با اشکام تورو ناراحت کردم امیدوارم تو ناراحتی منو حس نکنی .شاید تاثیر هورمون ها باشه ....ولی این روزا سرحالم و به خاطر تو خوبم و سعی میکنم با تمام وجودم خوب بمونم.

5شنبه که دکتر بودم وزنم 67 شده بود اولش خیلی ترسیدم ولی بعد فکر کردم به خاطر پسرم همه چیزو تحمل میکنم... چاقی و زشتی و بد هیکلی...مهم نیست بعد از تولدت به خاطر اینکه مامان زیبایی داشته باشی همه تلاشمو میکنم...

هر روز که از شرکت خونه میام تمام دنیارو فراموش می کنم و دنیای من فقط تو میشی...توی شرکت هم کسایی که میدونن خیلی مواظبم هستن ...بعضی همکارا خیلی مهربونن....

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)