مادر
عاقبت در یک شب از شب های دور کودک من پا به دنیا می نهد
آن زمان بر من خدای مهربان نام شور انگیز مادر می نهد
مادر که باشی باید یه دل بزرگ داشته باشی....من واقعا میتونم مادر خوبی باشم؟
این سوالو این روزا خیلی از خودم میپرسم
میترسم...با تمام وجودم می ترسم نتونم برای پسرم خوب باشم....
اطرافم مادر های خوب و بد زیادن...بعضی از مادرا فکر میکنن که خوبن چون مادرن و زحمت بچشونو کشیدن ولی حقیقتا دیگران در مورد اونا اینجوری فکر نمیکنن...
اینکه بچه به دنیا بیاری بزرگ کنی براش فداکاری کنی زحمت بکشی و همه و همه این کارها شرط لازم مادر بودن هستند ولی نه شرط کافی...!
خیلی از مادر ها هستن که نسبت به بچه هاشون حس مالکیت دارن مثل اینکه اونو برای خودشون پرورش میدن!...تا در بزرگسالی بهشون خدمت کنن ...
کم پیدا میشن پدر و مادرهایی که فرزندانشونو بی توقع و بی چشم داشت بزرگ میکنن ...
هر انسانی یه موجود مستقله که حق داره زندگی مستقلی رو تجربه کنه و خودش راهی که دوست داره پیدا کنه...من نمیتونم مالک هیچ انسانی باشم ...
خدا کنه در آینده این نکته یادم باشه تا بی خود و بی جهت توی زندگی پسرم دخالت نکنم...
پسرم من دوستت دارم و درواقع ازت ممنونم که به زندگی من اومدی و تا الان کلی احساس خوبو با تو تجربه کردم...امیدوارم برات مادر خوبی باشم و بی هیچ چشم داشتی زحمتتو بکشم ...


مادر
