سونوگرافی بیوفیزیکال
پسرکم بعد از روز اول و دوم عید که رفتیم مهمونی روز 3 و4 خونه بودیم و من احساس کردم حرکاتت خیلی کم شده در حد میلیمتری...بقیه میگفتن طبیعیه ، منم خیلی تحمل کردم و به روز خودم نیاوردم ولی دیگه دیروز عصر تصمیم گرفتم به دکترم زنگ بزنم اونم گفت یه سونوی بیوفیزیکال برم...ماهم عصر 4 فروردین در به در دنبال مرکز سونوگرافی! خلاصه یکی توی چهارراه طالاقانی از قبل سراغ داشتم رفتیم وقت گرفتیم و با سلام صلوات نوبتمون شد...مثل همیشه گفت همه چیز نرماله خدارو شکر . بله پسرک 2900 گرم شده بود و نوار قلبشم طبیعی بود...نکته جالب اینه که امیر جون هم بعد از 9 ماه ! تونست یکی از سونوگرافی ها باشه و پسرکشو ببینه خیلی هم خوشحال بود!
این هم به خیر گذشت و از دیشب پسرم انقدر فعالیت کرده که خودم تعجب میکنم و کم کم دارم فکر میکنم که توی اون 2 روز از مهمونی ها خسته شده بوده و حسابی خواب بوده!
امروز 3 شنبه است و تا 1شنبه 5 روز مونده...
این روزها به شدت عاشق قلمبه شدن پسرکم و لحظه شماری میکنم تا ببینم این قلمبه توی شکمم چه شکلیه! از طرفی دلم برای قلمبه ام تنگ میشه از الان میدونم!
خودمم که حسابی گنده شدم و دیگه خوابیدم و کار کردن و راه رفتن برام سخت شده...به سختی موفق میشم 2 ساعت پشت سر هم بخوابم و با کلی درد توی پا و کمر و شکم بیدار میشم!
فعلا کار اضطراری پیش اومد من برم
فدای پسرک


سونوگرافی بیوفیزیکال
