رهام جونرهام جون، تا این لحظه: 12 سال و 6 ماه و 16 روز سن داره

نیمه پیدا شده ام

7 فروردین

1393/1/7 0:39
نویسنده : مارجانیکا
138 بازدید
اشتراک گذاری

یه جورایی شمارش معکوس شروع شده ولی نمیخوام کسی به روم بیاره!!

پسرکم ماشالا خیلی بزرگ شده واقعا شکمم دیگه جا نداره و دردای عجیبی دارم...

دیشب تا صبح از فکر و خیال خوابم نبرد ...همه ی فکرای عالم توی سرم افتاده بود بیشتر فکر پسرک بودم و این که از بیمارستان میام چی میشه...دلم نمیخواد دور و ورم شلوغ باشه دوست دارم در آرامش خودم و امیر به کارای پسرک برسیم...

دلم نمیخواد حالا حالا ها برامون مهمون بیاد...

نمیدونم چی میشه...فقط دم اذان صبح دعا کردم که خدا خودش همه چیزو به خیر بگذرونه...

امروز مشغول تمیز کردن خونه بودم...یکم از خرید ها هم مونده که فردا با امیر جون میریم دنبالشون...

 

راستی یه عکس از سفره 7 سین

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

الهه مامان مبین
7 فروردین 93 1:08
سلام دوست عزیزم . ایشاا.. به سلامتی اولش بچه داری یه کم سخته ولی کم کم عادت میکنی ... مبین من که دنیا اومد من یه راست اومدم خونه مامان اینا ... همیشه گفتم که اگه مامانم نبود واقعا نمیدونم باید چی کار میکردم . ولی بعد چند هفته دیگه راه افتادم .... راستی میخوای شیر خودت رو بدی ؟ ما دوستون داریم زیاد
مارجانیکا
پاسخ
سلام الهه جون...ممنون عزیزم ...اگر خدا بخواد میخوام شیر خودم باشه...برای من و پسرک دعا کن 10 میریم بیمارستان...مرسی عزیزم که به ما سر میزنی
الهه مامان مبین
7 فروردین 93 16:37
حتما دعا میکنم عزیزم اگه قابل باشم . ایشاا... با سلامتی خوشگلم . از حالت زود به زود بنویس . منتظرم
مامی رادین
9 فروردین 93 14:03
سلام مامان اینده ایشالا به سلامتی زایمان کنی و یه نینی ناز وسالم زود بیاد بغلت خستگیت در بیاد زود عکسای جوجورو برامون بزار منتظریم
مارجانیکا
پاسخ
سلام مامان رادین جون ممنون عزیزم برای من و نی نی دعا کنید