پسرم
پسر عزیزم انقدر دلم برات تنگ شده که هی امروز و فردا میکنم تا 3-4 هفته بعد که میرم سونوگرافی ببینمت... راستی گاهی هم عکساتو نگاه میکنم و همینطوری قربون صدقه ات میرم...
امیدوارم جات خوب باشه و همه چیز اون تو مرتب باشه...
دو سه روز سردرد بدی داشتم و هر کاری می کردم خوب نمیشد تا اینکه همین چند ساعت پیش بهتر شد ببخش اگر توام اذیت شدی عشق من...
راستی از جمعه که بالاخره تونستم یه شلوار بارداری بخرم، احساس میکنم بزرگتر شدی و خیلی خوشحالم...از داشتنت خیلی خیلی خوشحالم ...با ذوق زیادی با همه در مورد تو صحبت میکنم ...خدارو شکر که تورو دارم ...خدا تورو حفظ کنه و امیدوارم که لیاقتتو داشته باشم...
دومین بار که تورو دیدم در سونو غربالگری بود راستش اولین بار چون از اینکه دکتر بهم گفت بارداری شوکه شده بودم اصلا نتونستم خوب نگاهت کنم و چون دستگاه هاشون زیاد خوب نبود عکستم زیاد جالب نشد ولی به نظرم این عکسات عالین...

راستی عزیزم خاله ماریلا از الان برات کلی چیزای خوشکل خریده... اینم عکساش


اینارم خودم برای اتاقت خریدم خیلی نازن

از خدا به خاطر این همه امید و آرزو و عشق ممنونم


پسرم
